تبليغاتX
وبلاگ اختصاصي دانشجويان كرد

وبلاگ اختصاصي دانشجويان كرد

کلیه دوستای عزیزی که خواهان تحصیل در دانشگاه صلاح الدین هولیر کردستان عراق هستن جهت راهنمایی و کسب اطلاعات میتونن به سایت های زیر مراجعه کنن.

www.suh-edu.com

http://math-library.blogfa.com

http://www.sabah18.blogfa.com/ 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

تجربه اينو دارم كه اكثراً درتشخيص ظاهر انسانها دچار اشتباه ميشم البته بعضي وقت ها هم دقيقا پيش داوريم درست از آب درمياد؛شايد واسه همه شما پيش اومده باشه كه يه نفرو ديده باشيد بعد ذهنيتي ازون داشته باشين بدون اينكه حتي يه كلمه باهاش حرف زده باشين بعدا مشخص ميشه ذهنيت

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

 آخرین رتبه بندی دانشگاههای دنیا/ کمبریج اول شد؛ ایران نماینده ندارد!
دانشگاههای جهان بار دیگر از دید پایگاه رتبه بندی جهانی QS مورد سنجش قرار گرفتند و اسامی برترینهای دانشگاههای جهان در سال 2010 توسط این پایگاه اعلام شد که بر اساس آن هیچ یک از دانشگاههای ایران در میان 200 دانشگاه برتر دنیا جایگاهی ندارند.

به گزارش خبرگزاری مهر، این پایگاه که از سال 2004 رتبه بندی دانشگاههای جهان را آغاز کرده رتبه بندی جهانی خود را بر اساس شاخص هایی شامل گنجایش دانشگاهها، شاخص اعتبار آکادمیک، شاخص اعتبار اعضای دانشگاهها، شاخصهای اطلاعاتی، استانداردسازی، طبقه بندی QS و شاخص اطمینان QS ارائه کرده و این بار بر خلاف سالهای گذشته رتبه اول به یک دانشگاه انگلیسی اختصاص یافته است.

بر اساس شاخصهای اعلام شده دانشگاه کمبریج که سال گذشته در رتبه دوم این لیست قرار داشت به عنوان برترین دانشگاه جهان معرفی شده است و دانشگاه هاروارد با امتیاز 99.18 در رتبه دوم، دانشگاه ییل با امتیاز 98.68 در رتبه سوم، دانشگاه کالج لندن با امتیاز 98.54 در رتبه چهارم و موسسه MIT با چهار رتبه صعود و امتیاز 98.19 در رتبه پنجم قرار گرفته است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

راه

نامم را پدرم انتخاب کرد!

نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!

دیگر بس است!

راهم را خودم انتخاب خواهم کرد ...

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 11:2 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

 

"آبروي منو برده؛به من خيانت كرده؛احمق؛ولم كنيد؛ مي كشمش و....."صبح زود از خواب بيدار شدي شبم دير خوابيدي تا ظهر اين اداره و اون اداره و كاغذبازي و اعصاب خورد كني برميگردي خونه بعد نهار ميخواي يه چرت بزني ؛ چشات از خستگي ورم كرده؛لباستم عوض نميكني روي كاناپه ميخواي بخوابي كه يهو اين صدا بيدارت ميكنه واي...رفتم ارز پنجره اتاقم نگاه كردم ببينم اين سرو صداي كيه؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

تو هر کشوری، يه چیزهایی وجود داره که مخصوص همون کشوره!!

مثلا هند تنها کشوریه که گاوها می‌تونند با خیال راحت وسط اتوبان بخوابند!

یا تبت تنها کشوریه که چند همسری برای خانم‌ها وجود داره
و ...

image002.jpg

image002_002.jpg

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

دانشجو کیست ؟
از دید مسئولین بالا مقام دانشگاه :

- مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ، پرداخت به موقع شهریه است .
- در مرحله اول ثبت نام دو چیز کافیست اول پذیرفته شدن و دوم فیش واریزی شهریه

، بقیه مدارک باشه برای بعد ( پول مهمه )
- دانشجو فردی است که باید به موقع و قبل از استاد سر کلاس حضور داشته باشد .
- نگاه او قبل از کلاس به کفشهایش و در کلاس به جزوه هایش باشد .
- فاقد هر گونه آرایش ظاهری ، باطنی ، داخلی و خارجی باشد .
- از خونه مستقیم بره داخل کلاس و بعد از کلاس مستقیم بره خونه .
- هر چی استاد و مسئولین دانشگاه گفتن بگوید چشـــــــــــم .
- کاری به کار کسی نداشته باشه و کلا" چیکار داره که کی به کی یا با کی تا کی چیکار داره !!!
- اگر دانشجویی مذکر با دانشجویی مونث در محیط دانشگاه هم کلام شد باید به کمیته انضباطی مراجعه نموده و توسط منضبطین اونجا جیز شوند .
- پسرا اینور، دخترا اونور در غیر اینصورت جیــــــــــــــز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

عجیب ترین تست روانشناسی جهان

سؤالی که در پایین مشاهده می کنید یک تست روانشناسی مخصوص و ویژه است. متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تأثیر دارند .


یک زن در مراسم ختم مادر خود مردی را می بیند که قبلا" او را نمی شناخت. او باخود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت : او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او    می شود . اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد .

به نظر شما انگیزه او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

و اما پاسخ :

.

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

لا يحب الله جهر باسوء من القول الا من ظلم
"خداوند متعال فرياد زدن به بد گويي را دوست ندارد جز براي كساني كه مورد ستم قرار گرفته اند"           
 
شهر هلبچه در 81 کيلومتري جنوب شرقي شهر سليمانيه و
 364 کيلومتري شمال بغداد واقع شده است که در ماه مارس 1988 در زمان جنگ عراق عليه ايران مورد بمباران شيميايي جنگنده هاي ارتش رژيم بعث صدام قرار گرفت و در جريان اين بمبارانها بيش از 5 هزار نفر شهيد و 10 هزار نفر ديگر نيز زخمي شدند.
علي حسن المجيد پسر عمومي صدام عامل اصلي اين فاجعه است که پس از بمباران شيميايي شهر حلبچه به علي شيميايي معروف شد.
دادگاه عالي جنايي عراق دو روز گذشته حکم قطعي اعدام علي حسن المجيد وزير دفاع رژيم سابق بعث را به علت استفاده از تسليحات شيميايي در حمله به منطقه کردنشين حلبچه اعلام کرد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

امید کردستانی در حال حاضر مدیر ارشد بازاریابی و توسعه بین المللی گوگل است. اما آیا می دانید که او چطور به این درجه بزرگ علمی رسیده است؟

امید کردستانی از کردهای پیرانشهر از شهر های استان آذربایجان غربی است. در سن ۱۴ سالگی پس از مرگ پدرش به علت سرطان، به انگلیس و از آنجا به آمریکا مهاجرت کرد. او با مدرک مهندسی الکترونیک از دانشگاه ایالتی سن‌خوزه آمریکا فارغ التحصیل شد و به شرکت Hewlett Packard پیوست و به عنوان مهندس در آنجا مشغول به کار شد. چند سال بعد برای ادامه تحصیل به دانشگاه استانفورد رفت و در سال 1991 با مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی فارغ التحصیل شد. او حدود 20 سال تجربه کاری در زمینه IT دارد. امید در شرکت Netscape نیز به عنوان مدیر بازرگانی کار کرده است و در زمان کار کردن او در آنجا، درآمد سالانه نت اسکیپ طی مدت 18 ماه از 88 میلیون دلار به 200 میلیون دلار رسید. طی 4 سال کار در Netscape، او مسئول ارتباطات Netscape با Citibank, AOL, Amazon, Intuit, Travelocity, Intel, @Home, eBay و Excite بود. قبل از نت اسکیپ، کردستانی علاوه بر HP، در شرکتهای 3DO و Go Corporation هم کار کرده بود.

 

در سال 2006 امید کردستانی به عنوان یکی از 100 نفری که زندگی ما تغییر داده اند برگزیده شد(§). او می گوید: “در گوگل ما بارها شده است که از درآمد زیاد چشم پوشی کرده ایم، چون هدف اصلی ما کیفیت خدمات به مردم است.” او در زمانی به گوگل پیوست که حتی موتورهای جستجوی وب به سمت تبلیغات تصویری آزار دهنده پیش می رفتند. اما با مدیریت او، گوگل همچنان ساده باقی ماند و تنها به تبلیغات متنی هدفمند و قدرتمند اکتفا کرد. مجله سن خوزه می نویسد: “امید یکی از ارزشمندترین افراد مقیم در کالیفرنیای شمالی است.” این مجله ارزش کاری خالص او را یک میلیارد و نهصد میلیون دلار تخمین می زند.نا گفته نماند كه گوگل فارسي و كردي به همت كردستاني صورت گرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط آرش  | 

يا من اسمع و اراء(يا كسي كه ميشنود و ميبيند)

از كسي چيزي مخواه....

                كه اگر بدهد منت و اگر ندهد ذلت است؛

 از خدا بخواه.....

             كه اگر بدهد نعمت و اگر ندهد حكمت است.

"خواجه عبدالله انصاري"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

 
ولی برای کار..... 
دختر ایرانی وبازارکار


 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

از وقتي به یاد دارم هميشه آدم بي خيالي بودم؛هر كاري كه داشتم از امتحان ترم تا رانندگي ۱۴ ساعته يكه و تنها از شهرمون تا شمال و...هميشه اين فكرو داشتم كه ميگفتم ولش بابا بي خيال..جالبه هميشه نميگم كه كارهام عالي بودن نه! ولي خوب بودن!

شايد اين مطالب براي بعضي هاي بدآموزي داشته باشد ولي تجربه دارم هركاري كه زياد جدي نگرفتم بهتر انجامش دادم؛سخترين امتحانات ترم دوره كارشناسي رو با آرامش و بي خيالي ميدادم و نمره قبوليم ميگرفتم بعضي ها تو كلاسمون ميگفتن چون رابطت با اساتيد خوبه بهت نمره ميدن!!!بچه هاي كلاسمون هميشه به من و احسان غبطه ميخوردن من هميشه دير ميومدم كلاس دقيقه نود از بچه ها جزوه ميگرفتم و..احسانم رفيق فاب من هم اتاقي و هم كلاسيم بود بچه تهران وبه تمام معنا از دنيا بريده و بي خيال ؛ شايد باورتون نشه من شايد يه كتابي هر چند وقت يكبار همراه خودم داشتم ولي احسان از ترم اول تا آخر هيچي نمي آورد سر كلاس حتي يه خودكار!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

استادان = این گروه خشن

آشپزخانه = خانه عنكبوت

سلف دانشگاه = پایگاه جهنمی

پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر

دانشجوی اخراجی = مردی كه به زانو در امد

دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

وبلاگ روستای خانقاه

تحلیلی بر ماهیت شبکه فارسی وان و برنامه های آن

ظهور جدید در شبکه های ماهواره ای

شبکه فارسی وان، که گفته می شود توسط کمپانی استار متعلق به شرکت نیوزکورپریشن اداره می‌شود، مدت کوتاهی است که با آغاز پخش برنامه‌های خود وارد عرصه تاخت و تاز فرهنگی فارسی زبان شده است.

این رخداد جدید شبکه های ماهواره ای بر خلاف سایر شبکه‌های مشابه، فیلم‌ها و سریال‌های روز تولید غرب را به صورت دوبله فارسی-هرچند ضعیف- پخش می‌کند.

مالک شرکت نیوز کورپوریشن، یک یهودی استرالیایی به نام روپرت مرداک است. او به نقش پررنگ خود و مجموعه رسانه ای اش در امور دیگر کشورها افتخار می کند و عملکرد شبکه خبری فاکس نیوز و سایر رسانه های تحت تملکش در تحریک و تشویق دولت ایالات متحده و اقناع افکار عمومی برای حمله به این رخداد جدید شبکه های ماهواره ای بر خلاف سایر شبکه‌های مشابه، فیلم‌ها و سریال‌های روز تولید غرب را به صورت دوبله فارسی پخش می‌کند.عراق را بسیار خوب و مؤثر ارزیابی کرده است.

برگرفته ازبه ره و ئاسوhttp://takana.blogfa.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

طرز تفکر انسانهای موفق

همه چیز از فکرتان شروع می شود. این سیستم اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان را شکل می دهد. اگر زندگی متوسط الحالی را می گذرانید به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید. و تصمیمی که گرفتید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد.

درنتیجه، اگر می خواهید به موفقیت دست پیدا کنید، باید اول از فکرتان شروع کنید. طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قرار دهید و مطمئن باشید که شما هم مثل آنها نتیجه عالی به دست خواهید آورد.

طرزفکر 1: همه انسانهای موفق مسئولیت پذیر هستند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، افراد موفق مسئولیت آنرا به گردن می گیرند. هیچوقت اقتصاد یا کس دیگری را در کسادی کارشان مقصر نمی کنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئولیت آن را پذیرفته و به فکر بهبود وضعیت می افتند. افراد موفق می دانند که اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهید داد.

طرزفکر 2: همه انسانهای موفق به کار خود متعهدند. موفقیت اتوماتیک وار به دست نمی آید؛ از آسمان به زمین نمی افتد. باید برای به دست آوردن چیزهایی که در زندگی می خواهید، 100% به کارتان تعهد داشته باشید. خیلی ها فقط رویای موفق شدن را در سر می پرورانند، امیدوارند که موفق شوند، آروزیشان موفقیت است اما هیچوقت به کارشان متعهد نمی شوند. لحظه ای که تصمیم می گیرید و 100% به کاری متعهد می شوید، دیگر هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام می دهید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

امروز با چند تا از بچه  ها رفتيم بيرون؛بارون رحمت الهي به شدت ميباريد؛مجبور شديم تو ماشين بمونيم تا يه ساعتي بارون بند اومد؛رفتيم يه جا نشستيم ؛ فرزاد يكي از بچه هاي همشهريمون  بود  كه زياد باش صميمي نبودم ؛كارشناسي حسابداريو اصفهان گرفته بود ؛از خاطرات خودش ميگفت؛رسيد به جايي كه گفت همه اصفهاني ها فلانن و... منم كه هميشه از تعميم جزء به كل بدم مياد گفتم داداش همه جا خوب و بد داره؛"فكر معقول بفرما گل بي خار كجاست" گفتم مگه تو شهر مام اين جور آدما نيستن؟؟!!

گفت:آره ولي اونجا بيشتره.. گفتم بابا تعصب نداشته باش بيخوديم حرف نزن؛فارس و عربو ترك و كرد و لر بلوچ و... هممون آدميم چيزيم كه مهمه انسانيت و شخصيت يه نفره؛متاسفانه تو كشور ما به تركا يه چيزي ميگن به كردا يه چيزيو...بس كنين اين حرفاي بيخودو..خود من مازندران درس خوندمالانم بهترين دوستام مازندرانين يا تركن؛توكلاس ما بودن دانشجوهايي كه از تهرانيا بد ميگفتن از مازندرانيا و...تو كلاسمون بچه هاي ترك ؛لر؛تركمن؛خوزستاني و...داشتيم؛با همشون رابطه خوبي داشتم؛ديگه تعصب يعني چي؟؟!!!

 

نه!!درست نيست نژاد پرستانه  قضاوت  كنيم؛انديشه هاي پان ايرانيسم وپان تركيسم وناسيونال سوسياليست و... زنده كنيم كه چي؟؟؟

خداوند در قرآن ميفرمايد:"ما همه شماروبه صورت  نژادها و زبان هاي مختلف خلق كرده ايم؛تا همديگرو بشناسيد؛همانا گراميترين شما با تقواترين شماست"

تقوا هم همون اصول اخلاقي مطلقه نه نسبي كه همه مردم دنيا اونو قبول دارن؛مثلا همه مردم دنيا دزدي محكوم ميكنن و...كسي كه تقوا به تعبير اسلام و پايبندي به اصول اخلاقي به تعبير ساير اديان و مكاتب داشته باشه يه انسانه؛....

ممكنه كسي مسلمان يا مسيحي نباشه ولي انسان خوبي باشه يا..همين روحيات و اخلاقه كه آدمارو از حيوونات متمايز ميكنه؛انسان با رعايت اصول اخلاقي از ملا‍‍‍‍‍‍َ‍‍يك بالاتر ميره يا از حيوونات پست تر ميشه...

بهتره هميشه منطقي قضاوت كنيم.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط آرش  | 

استاد جان خدا را

        قربان دیدگانت، استاد جان خدا را

                                      جانا محبتی کن این بنده ی خدا را

          من مخلص تو هستم، اصلا فدای کفشت

                                    با نمره ای بخندان این قوم بینوا را

           لطفی نما و بر ما اندک عنایتی کن

                                       باور نما نگویم با غیر، این ماجرا را

           استاد جان کرم کن، بر ما مگیر خرده

                          کاین جزوه ای که گفتی، دق مرگ کرد ما را

           چند اسم خارجی را با چند شکل و درهم

                                 تحویلمان تو دادی آخر چه سود ما را ؟

            هر وقت دیدمت من جسمم به لرزه افتاد

                                 گویی که موش بیند آن گربه ی جفا را

             آن صفر را که خر خوان ام خبائثش خواند

                                  اما به دور گردان این صفر بی صفا را

            یک ترم با تو بودم، رقصیده ام به سازت

                                  شاباشمان بگردان آن نمره کذا را

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 1:51 قبل از ظهر  توسط آرش  | 

شب بود.کوهنورد مغرور با غرور و سرعت تمام مشغول صعود به قله کوه بود.ناگهان پایش لغزید و به پایین سقوط کرد.خود را برای مرگ آماده نمود. در حین سقوط تمام خاطرات غرورآفرین صعودش از جلوی چشمانش رد شد. ناگهان طنابش به جایی گیر کرد و درعمق سیاهی شبی سرد پشت یک کوه دورافتاده بین زمین و آسمان معلق شد. اینجا بود که ازاعماق وجودش حالتی شروع به جوشش کرد پس با تضرع تمام از پروردگارش یاری خواست. صدایی به گوشش رسید. خدا بود که با او حرف میزد.

کوهنورد گفت: خدایا کمکم کن.

خدا گفت: کمکت میکنم.

 

 

کوهنورد گفت: چگونه؟

خدا گفت: آن طنابی را که به آن آویزان شده ای از دور کمرت رها کن.

کوهنورد به فکر فرو رفت. چند لحظه بعد تصمیم خودش را گرفت. طناب را رها نکرد و دودستی به آن محکم چسبید. صبح روز بعد گروه امداد کوهستان ناگهان به جنازه یخ زده ای برخوردند که با دستانش طنابی را محکم گرفته است و پاهایش تنها یک متر از زمین فاصله دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط آرش  |